محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

343

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

آن را مىپردازند و چنانچه امكان پرداخت فراهم نيايد ، در جماداى نخستين سال آينده خواهند پرداخت . هركس زمان بدهيش فرا رسد و آن را نپردازد ، بىگمان ، آن را به ربا آلوده است . 20 . هر مقدار طلبى كه ثقيف از مردم داشته‌اند ، بايد تنها اصل آن را بازستانند . 21 . هركس از مردم ثقيف ، اسيرى داشته و آن را فروخته باشد ، بهاى فروش آن ، به وى تعلق دارد ، و آن تعداد كه فروخته نشده‌اند ، به جاى هر يك ، شش نفر شتر مىستانند ( 7 ) : سه شتر كه وارد سال چهارم گشته و به مرحلهء باربرى رسيده باشند ( 8 ) و سه شتر سه سالهء خوب و فربه ( 9 ) . 22 . هركس از راه دادوستد كالايى ( 10 ) بخرد ، حق فروختن آن نيز در دست خود اوست . 1 . وجّ : همان درّهء طائف است ( الأمكنة و المياه ، زمخشرى ، 220 ؛ ياقوت 4 / 904 ) . - م . 2 . متن « عضاهه » هر گونه درخت خاردار را « عضاه » گويند ( كتاب الأموال ، ص 278 ) . - م . 3 . يعنى اسلام ، رباخوارى دوران جاهليت را ناروا دانسته و پرداخت بدهى را تنها نسبت به اصل سرمايه ، معتبر دانسته است . « فَلَكُمْ رُؤُسُ أَمْوالِكُمْ » بقره / 279 ؛ نيز بنگريد : الفائق ، 3 / 338 . - م . 4 . يعنى پرداخت آن ، لازم نيست . - م . 5 . ليّة : درّه‌اى است نزديك طائف كه بالاى آن ، مال ثقيف و پايين آن ، از آن قبيلهء نصر بوده است ( الجبال و الأمكنة ، ص 200 ؛ ياقوت ، 4 / 376 ) . 6 . الشّطر : النّصف ، نيمه ( الفائق ، 2 / 244 ) . - م . 7 . گويا عمر نيز در زمان فرمانروايى خويش ، با سود جستن از همين فرمان پيامبر خدا ( ص ) بود كه دستور داد بردگان تازى ( نه غير تازى ) را در برابر ستاندن شش يا هفت نفر شتر ، آزاد سازند ( بنگريد : طبرى 4 / 2014 ) . - م . 8 . بنگريد : المحكم ، ابن سيده ، 2 / 333 . - م . 9 . بنگريد : فقه اللّغة ، ثعالبى ، ص 86 . - م . 10 . متن « كان له بيع » ، بيع به معنى كالا آمده است ( المحكم ، 2 / 189 ) . - م . ( 1 ) ( 181 / الف - ب ) مكاتبه با عتّاب بن أسيد ، فرماندار مكه ، پيرامون رباخوارى ثقيف تفسير طبرى 3 / 66 . مردم ثقيف با پيامبر پيمان بسته بودند كه آنچه ربا از مردم ، طلب دارند و ربايى كه مردم از ايشان مىخواهند ، از ميان رفته تلقى شود . پس از گشودن مكّه ، پيامبر خدا ( ص ) عتّاب بن أسيد را به كارگزارى مكه برگزيد . بنى عمرو بن عمير بن عوف ، از مغيره ، ربا مىگرفتند و بنى مغيره به ايشان ربا